هذیانالهی

 

خونه آشغالی می سازین می اندازین به هم. همه شون  به چس بنده. زیرشون تا عمق ده متر چاه فاضلابه که در اعماق بیشتری روی دریایی از گه شناوره. روی خطرناکترین کمربندهای زلزله زیر یه آتیش فشون سالها خاموش نشستین مدام ..ن هم دیگه می ذارین. گوش همو می برین. هر مزخرفی دهنتون اومد به من می بندین. بعد نه زلزله می آد به فنا بدهدتون نه آتش فشون می شه نه سیل و  سونامی.

آبها رو کثافت می کنید. درختها رو آتیش می زنید. فضولاتتون رو همه جای طبیعت پخش و پلا می کنید ولی هنوز نه از تشنگی مردید نه از وبا.

مملکتتونو سالهاست که سپردین دست من. هیچ غلطی هم نمی کنید توش. یه سنگ رو سنگ نمی ذارید همه تون فقط دنبال جیب خودتونید. نفت دارین. گاز دارین. یک و نیم میلیون کیلومتر مربع زمین دارین. دیگه چی می خواین از جونم.

 رفتین با رای دادن و (بیشتریها) با رای ندادنتون یه آقایی رو آوردین سوار کردین که پیاده نمی شه بعد رفتین چهارتا تو سری خوردین برگشتین یقه منو گرفتین که برو اینو پیاده کن.

هر وقت که با دوست پسرتون دعواتون شد می آید هوار می کشید که خدا جون بیا خودتو نشون بده. اگر راست می گی خودتو نشون بده. مگه من پااندازم؟ یا راه می افتین می گین چرا اینها رو نمی بری. چرا فلانیو ساکت نمی کنی. مگه فکر کردین من چه شرخر ام؟

همین که نمی زنم دهنتون رو پر خون کنم. همین که تا حالا نزدم لهتون کنم باید برید کلاتون رو بندازین هوا.

مگه شما چه تخم دوزرده ای گذاشتین انقد طلبکارین. به اندازه چرک ناخن ژاپنیها انسانیت دارین که زرت و زرت جرشون می دم صداشون در نمی آد. یا مثلا چیتون از افغانیها بهتره که انقدر فکر می کنید حقتون بیشتر از اینهاست. یا مثلا چرا باید از اینکه تو فلان فیلم شما رو سیاه پوست نشون دادن ناراحت بشید. اصلا چرا آفریقایی ها نمی آن اعتراض کنن که چرا آدم بدها را رنگ سیاه می زنین.

مگه سیاه چشه؟ یعنی شما از همه بهترین؟ از همه باهوشترین؟ تا حالا کامنتهای خودتون تو گودر رو خوندین؟ رانندگیتون رو از این بالا تماشا کردین؟ نکردین؟ بفرمایید شام رو که دیگه همتون دیدید؟ ندیدین؟همه هنرها دست شماست و بس؟ پرفروشترین فیلم تاریخ سینماتون چیه؟ ها؟ چیه؟ کیه که ندونه همه هنرمندای تاریخ ایرانی بودن!  اصلا چندتا آدم تو اون خراب شده هست که فکر نکنه نقاشی های ون گوگ رو بچه سه ساله اش هم می تونه بکشه؟ یا به موزیک کلاسیک نگه: باخ و ماخ و اینجور چیزا!؟

پس در گاله رو ببندین و سرتون رو بندازین پایین خفه شید لطفا. با همتونم.

چیه هی راه افتادین وجودتو ثابت کن؟! اگر وجود داشته باشم که باید بیام پشت و روتونو یکی کنم. اگر هم نباشم که دیگه چه مرگتونه؟ چی از جونم می خواید؟ چی طلب دارین مگه ازم؟ من آخه از دستتون به کی پناه ببرم ؟!

اصلا می فهمید کی تو مغزتون ریده انقد؟!؟!؟

خداوند-  هردودکشان در حال رفتن سمت دکمه بلایا- واقعی

/ 7 نظر / 31 بازدید
راحیل

:)))) خیلی باحال بود. اون تیکه "بفرمایید شام" وسطش معرکه بود!

حمید

خنده دار بود ملی غم انگیز در ضمن خیلی هم ملایم بود

حمید

خنده دار بود ولی غم انگیز /واقعی ولی ملایم نوشته بودی اوضاع وخیم تراز این حرفهاست

سروش

من کل آدم غم انگیز واقعی و ملایمی هستم که اوضاعم وخیمتر از این حرفهاست

حامد پاپتي

خدايا اگه مي دونستم تو پرژين بلاگ هم مي نويسي و دسترسي بهت هست، زود تر از اينا مي نوشتم برات .... اما حالا هم غنيمته . همين كه فكر مي كنم مي تونم شخصا باهات صحبت كنم عين خودخواهيه اما يه جمله دارم. قبل از اينكه دكمه رو فشار بدي به اونايي كه من دوستشون دارم نشون بده عقل دادي براي هنرنمايي و آرتيست بازي اما دل دادي براي تجربه مهر بجاي اين خرابكاري ها كه مي كنيم...

پیمان

مشتی خدا کی بهت این اجازه رو داده که من و بوجود بیاری بعد باندازیم تو این مشکلات. وقتی داشتی من و می افریدی نظر منو هم خواستی. اصلن ما نخواهیم تو این دنیای تو باشیم کی رو باید ببینیم. یه چیزی درست کردی به اسم زندگی برای من بعد ریدی توش به منم می گی برو گههای منو جمع کن. گه خور می خواستی ما انداختی وسط.. اخدا چی به ما دادی که اینقدر شاکی هستی. کل دوران کشور ما زیر بار درد و رنج له شده تو کجایی که ببینی چه خبره.تو اگه یه غلطی کردی موندی توش به من چه. خداتیکه ما که کل زندگی مون دردهای رنگارنگ داشتیم تو چی کار کردی واسه ما که الان زبونت این قدر درازه. از موقع تولد تا بحال همش اه کشیدیم واسه چیزهای قشنگی که هست ولی ما لیاقت داشتنشونو نداریم وقتی 8 سالم بود گناهم چی بود که دلم دوچرخه می خواست ولی نداشتم من که اون موقع از گل کمتر به شما نگفتم. یادته 11 سالم بود واسه نداشتن پول واسه کلاس کاراته انداختنم بیرون یادته تو مدرسه همیشه همه مسخرم می کردند یادته یک بار دلم کاکائو می خواست پول نداشتم بعد دزدیدم تو سری به صاحبش گفتی اونم کلی ما رو هم زد هم ضایع کرد. بسته یا بازم بگم اگه می خای تا صبح برات دارم بگم اگه از رو

پیمان

مشتی خدا کی بهت این اجازه رو داده که من و بوجود بیاری بعد باندازیم تو این مشکلات. وقتی داشتی من و می افریدی نظر منو هم خواستی. اصلن ما نخواهیم تو این دنیای تو باشیم کی رو باید ببینیم. یه چیزی درست کردی به اسم زندگی برای من بعد ریدی توش به منم می گی برو گههای منو جمع کن. گه خور می خواستی ما انداختی وسط.. اخدا چی به ما دادی که اینقدر شاکی هستی. کل دوران کشور ما زیر بار درد و رنج له شده تو کجایی که ببینی چه خبره.تو اگه یه غلطی کردی موندی توش به من چه. خداتیکه ما که کل زندگی مون دردهای رنگارنگ داشتیم تو چی کار کردی واسه ما که الان زبونت این قدر درازه. از موقع تولد تا بحال همش اه کشیدیم واسه چیزهای قشنگی که هست ولی ما لیاقت داشتنشونو نداریم وقتی 8 سالم بود گناهم چی بود که دلم دوچرخه می خواست ولی نداشتم من که اون موقع از گل کمتر به شما نگفتم. یادته 11 سالم بود واسه نداشتن پول واسه کلاس کاراته انداختنم بیرون یادته تو مدرسه همیشه همه مسخرم می کردند یادته یک بار دلم کاکائو می خواست پول نداشتم بعد دزدیدم تو سری به صاحبش گفتی اونم کلی ما رو هم زد هم ضایع کرد. بسته یا بازم بگم اگه می خای تا صبح برات دارم بگم اگه از رو