به تعداد مندرج

ما دو تا شمع هستیم

مثل شمعهای وارمر

کوتاه، کوچک و کم نور

داغ که نه، شاید آبی گرم کنیم

یا نگذاریم سرد شود دست کم

نور هم که نداریم قد کفایت

فقط آنقدر که چاه را بشناسی

زود تمام می شویم بابا جان

من و مادرت

تو می مانی و دو پوسته حلبی

تو خالی، با ریشه سوخته

تو هستی اما

و یک عدد توی کارت کار و خانواده

که به تعداد مندرج

افزوده شده

باباجان شمعها هم شب ها می خوابند

صرفه جویی یعنی همین

چیزی بگذاری برای روز مبادا

که تعداد مندرج همین بماند

یا اصلا کارتی شاید نباشد ها

یک روز چشم باز می کنی می بینی

 

 

/ 8 نظر / 24 بازدید
فرهنگ

این کارت کار و خانواده چیه؟

سروش

یه کارتیه که می دن به ما. باهاش به تعداد نفراتمون می تونیم بریم رستوران یا سینما یا تئاتر، به دفعات محدود در سال و تخفیف داشته باشیم. دو ساله که نتونستیم هیچ کاری کنیم باهاش. از وقتی تعداد مندرجش تغییر کرده.

راحیل

فرد مندرج جدید رو بعضی وقتا بسپارین به عمو فرهنگ برین تئاتری سینمایی چیزی [چشمک]

محمد تعلق

خوبی وبلاگت میدونی چیه؟ اینکه کیبورد چه رو فارسی باشه چه اینگیلیسی، کلید S رو که فشار بدی، بروزر از روی هیستوری اینجا رو پیشنهاد میده.

سروش

با بروزر دستمون تو یه کاسه است آخه

حامد

باز دو روز (ماه؟) نبودم، چهل (چهار؟) تا مطلب گذاشتی؟ خوشحالی دیگه الان امشب ما رو از کار انداختی؟!... از قصه های به سبک جریان سیال و مایع و اسلوموشن بگذریم، نیت بازپابلیش عنصر سوم کاملا مشخص است و آن پز دادن نوشته ای است که آنقدر قوی بوده که بسیاری از صحنه هایش را (البته نه لزوما صحنه هایش!) آدم تا آخر عمر مثل یک کابوس قشنگ! به یاد دارد. این عنصر از قوی ترین عناصری بود که تو جدول مندلیوف وبلاگت کشف کردم. امیدوارم این عناصر به گاز! نرود و زمانی در کتابکی منتشر شود، اینطوری هم خودت در این توهم که آدم بزرگی هستی مدارک مستندی به دست می آوری، و هم مانترا می تواند به پدرش افتخار کند، و هم ما که بگویم این یارو معروفه رفیق وبلاگیمان بود یک روزی، حالا واسه خودش کسی شده!!!