...آقای هزارتو...

4-

چهار
-----------------
4- «کیمیا یک دختر لاغر است. آنقدر لاغر که اگر بیست سال زودتر پیدا شده بود «داف» محسوب نمی‌شد. اما کیمیا به عکسِ بیشتر آدمهایی که یا زود به دنیا می‌آیند یا خیلی دیر، این بخت را داشته که درست سر وقتش به دنیا بیاید و زمانی قدم به سالهای بیست سالگی بگذارد که استخوان ترقوه، حاشیه‌ی دنده‌ها و مهره‌های ستون پشت جزو سرفصلهای زیبایی‌شناسی قرار گرفته است. کیمیا البته ویژگی‌های دیگری هم دارد. او در انتخاب کلمات دقیق است و یک‌جا به اندازه یک تیم والیبال اعتماد به نفس دارد.» 
در دفتر خاطرات گرگ‌علی از قول ارسطو درباره کیمیا تنها همین چند جمله نوشته شده بود. تاریخ نوشته به روزهای اول آشنایی آنها با کیمیا بر می‌گشت و بعدها در فواصل مختلف زمانی، ارسطو بارها و بارها درباره کیمیا اظهار نظرهایی کرده بود که گرگ‌علی تصمیم گرفته بود آنها را بر کاغذ ثبت نکند. اینکه کیمیا کونی تخت(در مواردی پهن) دارد یا پستانهایش کم حجم است(ارسطو مست بود در این مورد و قصد لودگی داشته) یا دماغش کمی پهن است یا موارد غیر ظاهری مثل گزندگی زبان، نگاه از بالای نردبان یا از همه جدی‌تر، عطش سیری ناپذیر به نوعی موهوم از قدرت: قدرت پاک، از جمله نظرات ارسطو بود که در جایی جز ذهن حساس گرگ‌علی ثبت نشده بود. ارسطو علاقه عجیبی به استفاده از عبارت دهان‌پرکن «اراده معطوف به قدرت» داشت. از نظر او این عطش همگانی، در کیمیا بیش از میانگین هم‌نوعانش بود. گرگ‌علی با این حرفها موافق نبود. نه اینکه توانایی دیدن نمونه‌هایی که ارسطو مثال آورده را نداشته باشد، بلکه به این دلیل که معتقد بود نتیجه‌گیری‌های ارسطو بزرگنمایی شده و فاقد چند جانبه‌نگری انسانی و ناشی از نوعی رومانتیسیسم قلابی است. برای نمونه وقتی ارسطو رفتار مذبذب کیمیا در مواجه با شاعر بزرگ و معروف را (از بردن نام معذوریم) گوشزد می‌کرد که چطور در جمعی که جناب شاعر از همه سرشناستر و محبوب‌تر بوده همه را وانهاده و در تمام بحثها، طرف آقای شاعر(که از پیش برنده مجادله بوده و فی الواقع مزخرف می‌گفته) را گرفته، گرگ‌علی این را به حساب نازک‌طبعی، شکنندگی و معصومیت پر ظرافت کیمیا می‌گذاشت و بیشتر دلش غنج می‌زد و در می‌آمد که: «دقیقا به همین دلیل است که دلم می‌خواهد بغلش کنم و فشار دهم» ارسطو در ظاهر از این حرف رفیقش آزرده می‌شد، اما رامین خوب می‌دانست که او شیفته همین رفتار گرگ‌علی است. بارها گفته و از تکرارش سیر نمی‌شد که برای تمام تئوریهای تمام و کمال ارسطو، رامین، یک مثال نقض است. او قدرت را به دو بخش قدرت و قدرت پاک تقسیم می‌کرد و هدف هر انسانی را رسیدن به یکی از این دو نوع می‌دانست. از نظر ارسطو «قدرت پاک» همان قدرت بود و صفت «پاک» را از روی حماقت عمومی آدمها و ارزشگذاری ویژه آنها بر برخی از مسائل نظیر: عدالت، هنر، حقوق بشر، محیط زیست و... یدک می‌کشید. گرگ‌علی آنطور که ارسطو می‌گوفت اراده‌ای معطوف به هیچ کدام از این دو قدرت نداشت. نظری که گرگ‌علی هیچ با آن موافق نبود.

+ سوشیانت ; ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱۸
comment نظرات ()