...آقای هزارتو...

تاریخ

خانم همکار سی و هشت ساله با هیجان و تعجب خطاب به همکار دیگر:

یه کتاب گرفتم برای کلاس زبانم. در مورد روم باستان. باورت نمی شه چقدر بزرگ بوده. از این ور تا سوریه از اون ور تا انگلیس. بعد تازه پایتختش هم همین رم بوده تو همین ایتالیا. باورت می شه؟!

الان هم  داره تعریف می کنه که رومی ها یهودی ها رو بیرون کردن از فلسطین بعد کورش رفته نجاتشون داده.

آ سد مژدبی کجایی نجاتم بدی؟!!؟!!

 

 پی نوشت:

دموکراسی خوبه ها ولی من نمی فهمم چرا همه باید حق رای داشته باشن آخه!؟!! اصلا چرا دیه همه آدمها باید یکی باشه؟! چرا به همه یه مقدار برابر یارانه می دن؟! اینها چطور فوق لیسانس فنی می گیرن؟؟!

پی نوشت 2:

داستان برای بقیه خانومها هم جالبه از قرار معلوم. همه با تعجب و شیفتگی دارن به حرفاش گوش می دن!

پی نوشت 3:

الان فمینیستا جر می دنم!

+ سوشیانت ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢
comment نظرات ()